ثبت
خسته شدم از بس در مورد رفتارای ضد و نقیضت فکر کردم.چرا هر چی میگذره دلم بیشتر برات تنگ میشه؟؟؟ چرا نمیتونم از ذهنم بیرونت کنم ؟؟؟ گاهی فکر میکنم که همه چیزایی که برام خریدی برات پس بفرستم.ولی وقتی به این فکر میکنم که تو هم ممکنه مقابله به مثل کنی پشیمون میشم. یادته گرگه و گوسفنده رو که خریدی بهم گفتی "گوسفنده منم گرگه تویی"؟؟؟ یادته اون کیف اسپیریت... یادته اون لباس شب برای نامزدیه... یادته پلیوره و آدم برفیه از تندیس... یادته اون عروسک گنده رنگی رنگی که برای دختر دایی هنوز به دنیا نیامده ام...؟؟؟ یادته یه کافه نزدیک ۷ تیر که دفعه دوم هرچی گشتیم پیدا نکردیم بعد یه جا دیگه شد پاتوقمون؟؟؟ یادته کافه زیر پارک پرنس؟؟؟ یادته گامبرون؟؟؟ یادته ویونا؟؟؟ یادته بوکاها؟؟؟ یادته یه شب این قدر دیرمون شده بود که نون بربری داغ گرفتیم با خامه عسل و پنیر خامه ای تو ماشینت...؟؟؟ یادته اون شبی که رفتیم کنسرت با ز هم دیر بود و من مجبور بودم برگردم نصفه بلند شدیم...؟؟؟ یادته اسکان و کفش و کیف نایکی و اون عکس دو نفره که هر کی دید کلی خوشش اومد ..؟؟؟ یادته استار برگرها؟؟؟ یادته اردک آبیها...؟؟؟ یادته بسکین رابینزها تو تابستون.هر روزبعد از کار؟؟؟ یادته آرینها. اونم اول آشنایی...؟؟؟ حراجیهای زارا و بنتون چقدر خرید کردیم.یادته؟ یادته اون روزایی که ماشین نداشتم و تو منو تا خونه میرسوندی ؟ چقدر تو ماشین با هم بازی میکردیم. بعدش هم که ماشین دار شدم هر صبح که میامدم سر کار و موقع برگشتن کلی سفارش میکردی که مواظب خودم باشم.که تند نیام.که اگه من یه چیزیم بشه...یادته مراسم نامگذاری ماشینم تیمور؟؟؟ کجا ها که نرفتیم.چقدر دلم تنگ شده واسه اون روزا. خیابون شریعتی رو یادته؟؟؟چقدر در مورد رنگ و شکل و شمایل TV و Home theater مون رویا پردازی کردیم.در مورد وسابل آشپزخونه و ...یادته؟؟؟ یادته بحث و جدلمون سر سیگار کشیدن تو.که میگفتی در ازای هر سیگاری که نکشی باید یه جایگزین داشته باشی...که قول میدادی کم کنی.که کمتر هم شد. یادته تولدم مدام واسه دیر کردنت بهت غر میزدم بعدش فهمیمدم دیر آمدنت واسه این بود که رفته بودی گل بخری تا در کنار هدیه ام بهم بدی.نمیدونستی من عاشق گلم. عاشق بچه ای و من کیف میکردم از این موضوع.میگفتی رفتی تقاضا دادی تو شیر خوارگاه آمنه کار کنی ولی چون مجردی و یه سری دلایل دیگه قبولت نکردن. یادته شب عید امسال تجریش گردیمون؟؟؟چقدر خوش گذشت تو اون شلوغ پلوغی. یه عالمه گل شب بو و سنبل خریدیم.ولی نفر بعدی که می آمد سراغمون فکر میکردیم گلهای اون بهتره و باز هم...آخر سر هم من با یه بغل گل و گلدون و یه عالمه خرت و پرت برگشتم خونه. یادته برام عیدی یه گردن بند خوشگل خریدی...؟؟؟ یادته اون روزی که رفته بودم بازار و با هیجان برات توضیح مییدادم گفتی خوب نگاه کن به ذهنت بسپار که ... یادته... یادته جوجو بودم؟؟؟ یادته چقدر ریسم اذیتم میکرد.یادته چقدر بهم دلداری میدادی؟؟؟یادته به هم یاد میدادی چه طوری رفتار کنم باهاش؟؟؟یادته چقدر مواظبم بودی؟نمیدونستی چقدر با این کارت بهم قوت قلب و آرامش میدی؟ یادته میگفتم سهم خوشبختی هر کس تو زندگی مقدار ثابتیه.اگر از یه سمت احساس خوشبختی کنه از سمت دیگه یه چیزایی ازش گرفته میشه؟؟؟ این روزا همش دارم مرور میکنمشون.انگار اینا تنها چیزایی که برام مونده از تو و نمیخوام از دستشون بدم. جات خالیه تو زندگیم.میدونم که با تو که بودم شاد و شنگول بودم.ولی خوشبخت هم بودم؟؟؟ کاش فرازهای زندگیمون اینقدر بلند باشه که بتونیم فروداشو با درد کمتری تحمل کنیم. کاش...
| Design By : Night Skin |

